تبلیغات
محمد عشق منه ...

محمد عشق منه ...

سخت گذشت تا به این سن رسیدم...

پست بیست ودوم:


دلم شکسته 

حالم بده خیلی بد 

دلم میخواد گریه کنم ولی دیگه اشکم نمیاد

خودم داغونم زندگیم داغون هه خیلی من خوشبختم 

کاش این بی صاحب وایسه دیگه نزنه...

دلم میخواد ی دونه قرص... بخورم بمیرم ازاین زندگی راحت بشم

دلم به محمد خوش بود که هست که تنهام نمیذاره 

همش میگفتم فرق داره این یکیه مثه خودم که میفهمه منو

هی خدا اشتباه میکردم اینم داغونم کرد 

دیگه به هیچی فکرنمیکنم جز مرگ 

میخوام خودمو بکشم نه بخاطر محمد 

بخاطر خودم حداقل اون دنیا هزارسال هم عذاب بکشم 

عذابش به این اندازه سخت نیست 

میخوام داغمو به دل همه بذارم 

دیگه بریدم ازهمه چی تنهاامیدمم رفت جداشدنو به بودن بامن ترجیح داد

خدایا حرفای دیشبمو نشنیده بگیر اخه چطوردلم اومد بهش بگم 

حلالش نمیکنم چطوردلم میاد نبخشمش...

خدایا میبخشم حلالش میکنم بهش زندگی خوب بده 

الهی که وضعشون خوب بشه و ارامش داشته باشن

خدایا تواین دنیا این منم که اضافیم جونی که بهم دادی پس میدم

هی خدا منو تو این دنیا هیشکی نخواست 

بابایی که پیغمبرت گفته بهش احترام بذاریم وقتی فهمید من دخترم 

منونخواست  نخواست نخواست نخواست 

اهنگ جدیدم حرفای دل منه... 




+ نوشته شده در  سه شنبه 5 اردیبهشت 1396ساعت 11:11  توسط  MAN o TO  نظرات()

پست بیست ویکم:



دیروز گوشیم خراب شد

بابام برد درست کنه 

دیشب اینقد دلم برا محمدم تنگ شده بود ی روز ک ازش دورمیشم انگاری 

جونمو میگیرن 

خداکنه گوشیم زودتردرس بشه

اوووم 7 روزه دیگم که عیده پیشاپیش عیدتون مبارک 

دخترعمومو دادن شوهر  

13 سالشه خردادماهم عروسیشه باید بفکر لباس باشممممم 

خداروشکر رابطمون خوب شده 

ولی هرچقدر فکر میکنم انگاری مشکل ازخودم بود 

دوری از محمد بیشتر تقصیر خودم بود 

هرچی بود گذشت هیچوقت دیگم دلم نمیخواد به اون روزای بد برگردم 

من دختر خعلی خوبیم ولی گاهی خر میشم جفتک میپرونم

مدتیه اینجا به محمدم نگفتم دوسش دارم 

حالا میگم 

اقاییم خیلی دوست دارم خیلی خیلی خیلی 


23 اسفند 95  17:04


+ نوشته شده در  دوشنبه 23 اسفند 1395ساعت 17:04  توسط  MAN o TO  نظرات()

امروز تولده محمدمه آقاییم تولدت مبارک :)



+ نوشته شده در  یکشنبه 15 اسفند 1395ساعت 10:54  توسط  MAN o TO  نظرات()

پست بیستم:


روز خیلی عجیبیه امروز

 اصلا دوسش ندارم یعنی هیچ روزیو دوس ندارم 

ولی ازامروز یکم بیشتر متنفرم

هندزفریم توگوشمه...

اهنگ با volume آخر...

هه این چشما هم میبارن...

دلم میخواد کَر بشم دیگه هیچی نشنوم

کور بشم دیگه هیچی نبینم

دلم میخواد داغم بمونه به دل مامان وبابام 

دلم میخواد صفحه اخرشناسنامم تاریخ فوت 1395 توش بخوره...

بقول این خواننده

تو داری باعث این همه غم میشی

توداری باعث زخم دلم میشی

توداری ازهمه قلبمو میکنی پس بگو میمونی...

توداری اشکمو میکشی توچشام 

توداری پا میذاری جای ردپام

توداری دیوونه میکنی قلبمو خودتم میدونی...

دروغه ولی همه چی خوبه... هه اره خیلی خوبه 

اینقدر خوبه که دارم اشک شوق میریزم لعنت به این دنیا 

لعنت به این زندگی که دارم لعنت به خودم

کاش من دختر یه خونواده دیگه بودم 

دنیا ازت متنفرم 


16:00  3 اسفند 95



+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اسفند 1395ساعت 16:00  توسط  MAN o TO  نظرات()

پست نوزدهم:



دیشب همش برف میومد 

یکم ناخوشم انگاری دارم سرمامیخورم

شایدم چیزدیگس دکترواجب شدم



19:10  30 بهمن 95


+ نوشته شده در  شنبه 30 بهمن 1395ساعت 19:10  توسط  MAN o TO  نظرات()

پست هجدهم:


چی میشد اگه همه چی خوب پیش میرفت...

دیشب اخرشب باهم حرف زدیم 

امروزم بهش زنگ زدم دلم برا صداش تنگ شده بود

دوبارزنگ زدم جواب ندادفهمیدم که خوابه دیگه نزدم

حالام که بیدارشده حرف میزنیم 


خیلی وقته هیچ دلخوشی ندارم 

خدایا یه دلخوشی به من بده 

هزارتادلخوشی به محمدبده

هی خدا...



19:25   29بهمن 95



+ نوشته شده در  جمعه 29 بهمن 1395ساعت 19:25  توسط  MAN o TO  نظرات()

پست هفدهم:


اومدم بنویسم 

هیچ اتفاق خاصی نیوفتاده هنوز همون رابطه همون سردی ...

تحمل هه صبر و تحملم دیگه به موهام رسیده 

داریم از هم دورمیشیم خیلی دور هووووف میترسم از رابطمون 

میترسم اخره این دوری و تحمل کردنا تلخ باشه

میترسم از اینده که این اذیتا و عذاب کشیدنا اعصاب خوردیایی که من میکشم خوشیشو

یکی دیگه ببره میترسم غم و غصه ها بمونه برای من 

میترسم از محمد برام یه اسم و چند تا خاطره بمونه که داغونم کنه ولی

خود محمد بره واسه یکی دیگه...

هی خدا دارم دیوونه میشم میخوای باهام چیکارکنی؟دقم بدی؟

تو که میدونی بدون محمد چی بسرم میاد میدونی محمد بره زندگی کردن منم میره 

میدونی اگه نباشه دیگه تحمل هیچی وهیچکیو ندارم 

خدایا کدوم راسته کدوم دروغ میدونی میمیرم براش...

هی خدا ن ف س م و ق ط ع ک ن 

قطع کن 

نمیدونم دل کیو شکستم که داری تاوانشو اینجوری ازم میگیری 

خدایا مرگ...




16:50   28 بهمن 95...




+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 بهمن 1395ساعت 16:50  توسط  MAN o TO  نظرات()

پست شانزدهم:

سلام اومدم بنویسم 

هووووف این دوماهم باخوبیا و بدیا و تلخیا و شیرینیاش گذشت...

میخوام درددل کنم 

ازدور شدن محمد ازخودم بگم از دلتنگیم بگم 

خیلی خستم از خودم از حالو روزم از سردرگم بودنم کاش میشد 

همه ی این روزا خواب بود یه خواب تلخ...

کاش محمد دور نبود کاش زندگیم اینجوری نبود کاش هیچوقت بزرگ نمیشدم

کاش همون دختر بچه ی دوازده پیش میموندم همش غم غصه ناراحتی دل نگرونی

محمد ازم روزبه روز دورترمیشه زندگی کردن واسم خیلی سخت شده 

دلم گرفته خدا دلم میخواد ازاین خونه بزنم بیرون برم

 همه جا حس یه ادم اضافی رو دارم 

دیگه حس میکنم روی زمین هم جایی ندارم 

خدایا من که میدونم دوسم نداری میدونم و الکی خودمو گول میزنم 

محمد قبلا هم سرکارمیرفت سرش شلوغ بوده اعصابش خورد بوده ولی جواب پیاممو میداد

ولی واسم وقت داشت پیاممو میخوندوجواب میداد حالا میخونه و جواب نمیده بعدشم 

چندین بار انلاین میشه ولی جواب نمیده بعد عید هم که میره سربازی تنهاییم بیشتر میشه

انگار خدا تو بختو اقبال من خیلی روی تنهابودنم اصرارداشته 

کم اوردم 

دوست دارم خیلی خیلی هم دوست دارم ولی این نبودنات دلمو میشکنه...

خستم و هیچی جز مرگ خستگیمو درنمیکنه...

هی خدا میشنوی یا نه؟ من خستم کم اوردم بریدم 

چرا جونمو نمیگیری چقدرخوشحالی از عذاب دادنم؟ 

هه... چشماتو رو من بستی وهمینجوری میزنی  

بسمه دیگه خدا نمیخوام بیشترازاین این دنیاتو ببینم  

هی خدا مرگ...


16:31   26 بهمن 95



+ نوشته شده در  سه شنبه 26 بهمن 1395ساعت 16:31  توسط  MAN o TO  نظرات()

پست پانزدهم:


من برگشتم


نوشتنم نمیاد ولی ی روزی دوباره مینویسم...






18:05  13 دی 1395


+ نوشته شده در  دوشنبه 13 دی 1395ساعت 18:05  توسط  MAN o TO  نظرات()

پست چهاردهم:

من مشهدم :)

+ نوشته شده در  شنبه 13 آذر 1395ساعت 00:23  توسط  MAN o TO  نظرات()

پست سیزدهم:

همیشه باید بعد هر حال خوبی که دارم 

یه خبر ناراحت کننده باشه

بهم گفتن امروز نمیشه برم میرماااااااااا ولی روزش معلوم نیست

--------------------

محمدم قربونش برم حالش خوبه 

اینقده دوسش دارم 

سرکاره فداش بشم الهی که همیشه تنت سالم باشه و سایَت بالاسر خانومیت


16:41  6 آذر 95


+ نوشته شده در  شنبه 6 آذر 1395ساعت 16:35  توسط  MAN o TO  نظرات()

پست دوازدهم:

بچه ها آقا طلبید شنبه میرم حرم....


خیلی خوشحالم


نمیدونم چیکارکنم از خوشحالی


آقا خیلی دوست دارم که به فکر همه هستی


خدایا شکرت


خدایا همیشه صداموشنیدی همیشه هرچی ازت خواستم بهم دادی و همیشه شکرت میکنم


ازت میخوام همیشه صدامو بشنوی همیشه دستمو بگیر


آقا کمک کن منو محمدم بهم برسیم باهم بیایم پابوست

---------------------------------------------------

کبوترم هوایی شدم


 ببین عجب گدایی شدم


 دعای مادرم بوده که


 منم امام رضایی شدم...


پنجره فولاد تو


 دوای هر چی درده


 کسی ندیدم اینجا


 که نا امید برگرده...



یا امام رضا....



18:09   4 آذر 95



+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 آذر 1395ساعت 18:09  توسط  MAN o TO  نظرات()

پست یازدهم :

دلم گرفته

دلم زیارت امام رضا رو میخواد

یه هفته برم دورشم از همه

اگه بذارن میرم دعا کنید بتونم برم بدجوری به دوری نیازدارم

...

بابام برگشت و اون چند روزی که نبودم بنویسم رو پیش بابام بودم

.

.

.

خیلی از محمد ناراحتم


18:28  2 آذر95



+ نوشته شده در  سه شنبه 2 آذر 1395ساعت 17:57  توسط  MAN o TO  نظرات()

پست دهم:

دوروز نیومدم بنویسم...

هوی دیوونه ی زورگو کی بت گفت بیای فضولی کنی؟

با اون دوس دخترشم که قرار داشته 

دستم که بهت میرسه اونموقع اینارو بگو

-------------------------------------------------------

شب بیستو پنجم بابام رفت کربلا 

دلم خیلی براش تنگ شده 

خدایا بابامو به خودت سپردم مواظبش باش

ولی تو محمد مگه دستم بهت نرسه فضول جونم 

همونجوری ک تو لپامو سره سفره عقد میکشی منم لپاتو محکم ترمیکشم 

ازبس شیطونی میکنیااااااااااااااااااااااااااااا ی روز عشقتو بجا بیمارستان میبرن تیمارستان

شیطونیاتم دوس دارم همه چیتو دوس دارم 

اصلا تو تموم زندگیه منی 

دلم میخواد برم بالاترین نقطه شهر وایسم داد بکشم من محمدمو دوووووووووووووووووووووووووسش دارمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

اونقدر داد بکشم که ادمای توی خونه های زیرپام از صدام کلافه بشن 

دوست دارم 

دوست دارم 

دوست دارم

دوست دارم

دوست دارم

دوست دارم 

ولی خو تو یکمی فضولی میدونم میای اینارم میخونی باز کامنت میذاری با دوس دخترت قرار داشتی

من ک میدونم تو فقط مال خودمی میدونم قلبت متعلق به منه 

پس اینقدر ازین حرفا بزن تا بوق بشی


18:36  27 آبان 95


+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 آبان 1395ساعت 18:36  توسط  MAN o TO  نظرات()

پست نهم:

امروز صبح از خواب بیدارشدم 

وای فای رو روشن کردم که پیام محمدبیاد برام

دیشب بش گفتم گوشم خوب شده خعلی خوشه 

پیام داده بود خداروشکر عسلم 

بش گفتم سلام ناز من 

گفت سلام عزیزم و عکسشم فرستاد 

ووووووووویییییییی الهی من قربونت برم محمدم مدل موهاش خیلی نازش کرده 

ولی خو بش نگفتم خوشگل شدی

گفتم نیگا باز دوباره موهاشو اینجوری کرد
.
.
.

ای خدا جونم شکرت بابت محمد

ولی خداییش برا مردونگیش جون میدم خیلی خیلی خیلی دوسش دارم 

بم میگه سره سفره عقد دوتالپاتو میگیرم میکشم باهاشون بازی میکنم تا دیوونگیم

بت ثابت بشه اونم جلو همه مهمونا 


دیه واقعا فهمیدم دیوونس

دیوونه 

دیوونه 

دیوونه

هوووووووووووووووووووووی دیوونه دوســــــــــــــــــــــت دارم

خبر نداره من از خودش دیوونه ترم

حالام منتظر پیامشم برسه خونه پیام میده 

محمده دوس داشتنیه من عاشقتم 

-------------------------------------------------------------

راستی بازدید وبلاگم زیاده ولی چرا کامنت نمیذارید

من میام مینویسم که شماهاهم کمکم کنید!




18:08  24 آبان 95



+ نوشته شده در  دوشنبه 24 آبان 1395ساعت 18:08  توسط  MAN o TO  نظرات()

.: تعداد کل صفحات 2 :. [ 1 ] [ 2 ]